التماس به خدا
اگر بر آورده شود نعمت است و اگر بر آورده نشود حكمت است.
التماس به مردم
اگر برآورده شود منت است و اگر بر آورده نشود ذلت است.
خدايا :
به من آرامش بده :
تا بپذيرم آنچه را نمي توانم تغيير دهم
دليري بده :
تا تغيير دهم آنچه را قابل تغيير است
بينش بده :
تا دريابم تفاوت اين دو را
فهم بده :
تا درك كنم دنيا و مردم آن را
و متوقع نباشم به دلخواه من رفتار كنند.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خداوندا :
روزي مرا دوستي خويش قرار بده ، و دوستي دوستان خويش ، و دوستي آن كه مرا به دوستي تو نزديك گرداند ، و دوستي خود را برمن از آب سرد بر تشنه حلال تر گردان!
روزي فرشته اي از فرمان خدا سر پيچي كرد و براي پاسخ دادن به عمل اشتباهش در مقابل تخت قضاوت احضار شد . فرشته از خداوند تقاضاي بخشش كرد . خداوند با مهرباني نگاهي به فرشته انداخت و فرمود : من تو را تنبيه نمي كنم ولي تو بايد كفاره گناهت را بپردازي . كاري را به تو محول مي كنم ، به زمين برو و با ارزش ترين چيز دنيا را براي من بياور .
فرشته خوشحال از اين كه فرصتي براي بخشوده شدن دارد به سرعت به سمت زمين رفت .
سالها در روي زمين به دنبال با ارزش ترين چيز دنيا گشت . روزي به يك ميدان جنگ رسيد ، سرباز جواني را يافت كه به سختي زخمي شده بود . مرد جوان در دفاع از كشورش با شجاعت جنگيده بود و حالا در حال مردن بود . فرشته آخرين قطره از خون سرباز را برداشت و با سرعت به بهشت بازگشت . خداوند فرمود : به راستي چيزي كه تو آوردي با ارزش است . سربازي كه زندگي اش را براي كشورش مي دهد ، براي من خيلي عزيز است ، ولي برگرد و بيشتربگرد .
فرشته به زمين بازگشت و به جست و جوي خود ادامه داد. ساليان دراز در شهرها جنگل ها و دشت ها گردش كرد . سر انجام روزي در بيمارستان بزرگ پرستاري را ديد كه بر اثر يك بيماري در حال مرگ بود . پرستار از افرادي مراقبت كرده بود كه اين بيماري را داشتند و آن قدر سخت كار كرده بود كه مقاومتش را از دست داده بود . پرستار رنگ پريده در تختخواب سفري خود خوابيده بود و نفس نفس مي زد. در حالي كه پرستار نفس هاي آخرش را مي كشيد ، فرشته آخرين نفس پرستار را برداشت و به سرعت به سمت بهشت رفت .و به خداوند گفت : خداوندا ! مطمئنا آخرين نفس اين پرستار فداكار با ارزشمندترين چيز در دنياست .
خداوند پاسخ داد : اين نفس چيز با ارزشي است . كسي كه زندگي اش را براي ديگران مي دهد يقينا از نظر من با ارزش است . ولي برگرد و دوباره بگرد . فرشته براي جست و جوي دوباره به زمين بازگشت و ساليان زيادي گردش كرد . شبي مرد شروري را كه بر اسبي سوار بود درجنگل يافت مرد به شمشيرو نيزه مجهز بود . او مي خواست از نگهبان جنگل انتقام بگيرد . مرد به كلبه كوچكي كه جنگلبان و خانواده اش درآن زندگي مي كردند رسيد . نور از پنجره بيرون مي زد . مرد شرور ازاسب پايين آمد و از پنجره داخل كلبه را با دقت نگاه كرد . زن جنگلبان را ديد كه پسرش را مي خواباند ، و صداي او را كه به فرزندش دعاي شب را ياد ميداد ، شنيد . چيزي درون قلب سخت مرد ،ذوب شد.آيا دوران كودكي خودش را به ياد آورده بود . چشمان مرد پر از اشك شده بود و همان جا از رفتار و نيت زشت پشيمان شد و توبه كرد .
فرشته قطره اي اشك از چشم مرد برداشت و به سمت بهشت پرواز كرد . خداوند فرمود : اين قطره اشك با ارزش ترين چيز دردنياست ، براي اين كه اشك آدمي است كه توبه كرده و توبه درهاي بهشت راباز ميكند.
امشب دلم مي خواهد فقط به تو بينديشم. مي خواهم همه چيز را از ذهنم بيرون كنم و ذهنم خالي خالي شود. فقط تو باشي. به مهرباني ات مي انديشم كه باعث مي شود من پس از اين همه زشتي و ناپاكي باز روي اين را داشته باشم كه به سوي تو بيايم . هر چند خجالت زده و شرمنده ام ولي ميدانم كه تو باز هم مي بخشي.
اين بار مي خواهم چيزي راگرو بگذارم، ميخواهم به تو ثابت كنم كه ديگر فهميده ام،شناخته ام بزرگي و جلالت را ، همان كه تو به آن سوگند مي خوري. اينبار تمام احساس عاشقانه ام را گرو مي گذارم كه بگويم ديگر از عظمت و جلال و مهربانيت فقط براي عذر خواهي استفاده نخواهم كرد بلكه براي تمام زندگيم مي خواهم براي لحظه لحظه دم و بازدم ام .ببين مرا كه چه عاجزانه به درگاهت آمده ام تا شايد كمكم كني من هم بتوانم درست ببينم.
روزي از روزها
شبي از شب ها
خواهم افتاد و خواهم مرد
اما ميخواهم هر چه بيشتر بروم
تا هرچه دورتر بيفتم
تا هرچه دير تر بيفتم
هرچه دورتر و دير تر بميرم
نمي خواهم حتي يك گام يا يك لحظه
پيش از آنكه مي توانسته ام بروم و بمانم
افتاده باشم و جان داده باشم ، همين .

لحظه اي كه محمد متولد شد با هفت سجده گاه خود بر زمين افتاد ، در حالي كه انگشت سبابه اش را به نشانه ي تو حيد بالا گرفته بود ، مادرش بدون درد زايمان كرد نافي هم براي بريدن وجود نداشت ، نوزاد گريه و فرياد سر نداد و با تولد او نوري شديد تمام فضا را روشن كرد.
خداوندا به من قدرتي بخش تا، هر آنچه كه آزارم داده ، هر آنچه مرا تلخ و ناشاد كرده ، هر آنچه از نفرت و انزجار لبريزم كرده، ببخشم و عفو كنم. برون ، درون ،گذشته و آينده را زيبا ببينم.

خدايا ازتو طلب آمرزش دارم و توبه ام را بپذير،نسبت به مظالم بسياري كه از بندگانت به گردن من است. اي پروردگار ، توانايي ردّ آن را ندارم، من قدرت برگرداندن و حلاليت طلبيدن از آنها را ندارم يا اگر آنها در مقابل من حاضر شوندحيا مي كنم از آنها حلاليت بطلبم، از آنها چنين بخواهم واعلام كنم كه از من راضي شوند اما تو مي تواني رضايت آنها را جلب كني اين كار را مي تواني هر طور كه بخواهي انجام دهي. اي مهربانترين مهربانان، اي بهترين حكم كنندگان و برترين بخشندگان.

آن كه عاشق است دل شوره دارد
آن كه دل شوره دارد دعا مي كند
و آنكه دعا مي كند حتما ً خدايي دارد...
تقواي كامل آن است كه آنچه را كه نمي داني ياد بگيري وبه آنچه مي داني عمل كني.
*******************
آنكس كه گناهان راترك نمايد جهادش از هركس سخت تر است.
*******************
خدا به كسي كه به مردم رحم نكند رحم نمي كند.
*******************
هركس كاري را بدون شناخت انجام دهد تباه كاري او بيشتر از سامان دادن خواهد بود.
*******************
در قيامت از همه مردم گناه آنكس بيشتر است كه در چيز هايي كه به او مربوط نيست سخن بگويد.

هيچ وقت نگيد خدا كه مشكل منو ميدونه پس چه احتياجي كه من براي رفع مشكلم دعا كنم. اگر خدا بخواد مشكلم رو حل مي كنه و اگه نخواد من چه دعا كنم چه نكنم مشكلم رفع نمي شه.
خداوند ميفرمايد: من دستي را كه براي دعا بسويم دراز شده است رد نمي كنم .
در هنگام دعا چند حالت ممكنه پيش بياد:
يا خدا همون چيزي رو كه دعا كرديم به ما مي ده يا اگه صلاح خدادر آن نباشه مشابه اون رو عنايت مي كنه . اگه به هيچ شكلي اون دعا در حكمت خدا نباشه در ازاي دعاي ما خدا چيز خوب ديگه اي به ما مي ده و يا يك بلا رو از سر ما دفع مي كنه و در حالت آخر در ازاي دعايي كه به درگاه خدا كرديم خدا در پرونده اعمال ثواب يك حسنه رومي نويسه يعني خير اون رو در آخرت مي ده.
يادمون باشه دعا كردن پس از نمازهاي واجب بسيار تاثير گذاره مخصوصا" اگه همراه با گريه و حضور قلب باشه.
التماس دعا
گفت:« آنجا چشمه ي خورشيد هاست.
آسمان ها روشن از نور و صفاست.
موج اقيانوس جوشان فضاست .»
باز من گفتم كه:« بالاتر كجاست؟»
گفت:« بالاتر جهاني ديگر است
عالمي كز عالم خاكي جداست
پهن دشت آسمان بي انتهاست»
باز من گفتم كه:« بالاتر كجاست ؟»
گفت:« بالاتر از آنجا راه نيست
زانكه آنجا بارگاه كبرياست .
آخرين معراج ما عرش خداست!»
باز من گفتم كه:« بالاتر كجاست؟»
لحظه اي در ديدگانم خيره شد
گفت:« اين انديشه ها بس نارساست !»
گفتمش:« از چشم شاعر كن نگاه
تا نپنداري كه گفتاري خطاست:
دورتر از چشمه خورشيد ها؛
برتر از اين عالم بي انتها ؛
باز هم بالاتر از عرش خدا
عرصه پرواز مرغ فكر ماست.»
فريدون مشيري
وقتي فكر مي كنم كه خدايي
هست كه اينقدر بزرگ باشه ،كسي كه هميشه به ياد من باشه وكاري كنه كه منم به يادش باشم
، باخودم مي گم من چقدر آدم كم صبر وكم طاقتي ام چرا هيچ وقت نمي خوام براي انجام كارام فكر كنم
؛ چرا به عاقبتش فكر نمي كنم، اينقدر عجول بودم كه نمي فهميدم ممكنه همين كارهايي كه فكر مي كردم درسته به ضررم تموم شه
. ولي خداروشكر مي كنم كه منوبه خودم آورد شايد اتفاقايي كه برام مي افته همين كم طاقت بودنم براي اين بوده كه بفهمم بايد توي زندگيم توي رفتارم با آرامش وبا تامل وبا تحمل باشم
.
خدايا دوستت دارم كه داري منو كم كم بيدار مي كني تا به تو نزديك تر بشم
.
ديشب شب قدر بود . توي مسجد داشتم از طريق قرآن استخاره مي كردم و با خدا صحبت مي كردم . نتيجه تمام حرفام با خدا اين شد كه بهم گفت، اگه صبر داشته باشي شخصيت خودتو با كم صبر بودن و كم طاقت بودن از بين نبري چرا اميدوار باش و گرنه همون بهتر كه همه چيزو فراموش كني .
حالا دارم فكر مي كنم خدا خيلي به صبر كردن اهميت ميده و هميشه صبر كننده ها رو كمك ميكنه.
خدايا خيلي دوستت دارم چون ميدونم خيلي دوستم داري، چون بهم خيلي لطف مي كني،چون داري منو ميبيني ، مي دونم كه هرچي بيشتر صدات كنم، بيشتر به من نزديك مي شي . اين فاصله هاي زيادي كه بين من و تو بود فقط با صداكردن تو از بين ميره ؛ دلم ميخواد فرياد بزنم از ريشه هاي قلبم اسمتو بزبون بيارم. ازت مي خوام هيچ وقت منو تنها نزاري، مي خوام اگه تو دنيا هيچ كس هم بامن نباشه، فقط تو باشي هرگز پُشتمو خالي نكني كه واي به روزي كه تو رو نداشته باشم ،اگه تو رو نداشته باشم ديگه چي دارم همه چي هم كه داشته باشم ،همه هم كه بامن باشند بازم ريشه هام سستند و به هيچ جا بند نيستم.
خدايا خيلي دوستت دارم هرچي بگي گوش مي كنم هر كاري كه بگي انجام مي دم فقط هيچ وقت منو تنها نزار.

من بايد فرودآيم
نبايد بنشينم
سال هاست ، ازآن لحظه كه پَر بر اندامم روييد
و از آشيان ، از بام خانه پرواز كردم
همچنان مي پرم ، هرگز ننشسته ام
و ديگرسري نيز به سوي زمين و به سواد پليد شهرها
و به بام هاي كوتاه خانه ها برنگرداندم
چشم به زمين ندوختم
پروازي روبه آسمان
در راه افلاك
و هرلحظه دورتر و بالا تر از زمين
وهرلحظه نزديك تر به خدا !
دفترهاي سبز دكتر علي شريعتي
خدا
در زمانهاي دور، هنگامي كه لبهايم براي نخستين بار به لرزه درآمدو آماده سخن گفتن شد ، از كوه مقدس بالا رفتم و خدارا چنين صدا زدم :" پروردگارا!من بنده ي تو ام و تو را پرستش كرده ام . اراده ي پنهان تو شريعت من است و تازماني كه زنده ام از تو اطاعت خواهم كرد." اما خداوند پاسخم را نداد و مانند طوفاني سهمگين گذشت و از چشمانم پنهان شد. هزار سال بعد براي دومين بار از كوه مقدس بالا رفتم و با خدا چنين سخن گفتم: "خداوندا!من آفريده ي توام . تو مرا از خاك آفريدي و از روحت در من دميدي ، سپس همه ي وجودم از توست."اما خداوند پاسخي نداد و همچون هزاران پرنده ي تيز پرواز از من گذشت.آن گاه هزار سال بعد ، باز از كوه مقدس بالا رفتم و براي سومين بار با خدا چنين سخن گفتم :"خداي من ! اي پدر مقدس ! من فرزند دوست داشتني تو هستم . با عشق و دلسوزي مرا به وجود آوردي و با مهر و عبادت ،ملكوت تورا به ارث خواهم برد."اين با نيز خداوند پاسخي نداد و همچون مهي كه تپه هاي دوردست را مي پوشاند ،از من گذشت . سپس هزارسال بعد ، از كوه مقدس بالا رفتم و براي چهارمين بار با خدا چنين سخن گفتم :"اي آفريدگارمن ! اي كمال و آرمان و مقصد من! اي حكيم دانا! من گذشته ي تو و تو فرداي مني .من ريشه هاي تو در زمين و تو روشنايي آسمان ها هستي و ما با هم در مقابل خورشيد رشد مي كنيم."در اين هنگام خداوند به سوي من خم شد و سخنان شيريني را در گوشم زمزمه كرد و همچون دريايي كه جويباري را در بر مي گيرد،مرا در اعماق خود فرو برد وزماني كه به سوي دره ها و دشت ها سرازير شدم ، خدا نيز آنجا بود .
امام سجاد (سلام الله عليه) مي فرمايد: در واپسين دم حيات ،پدرم حسين بن علي (سلام الله عليهما) آخرين وصيتي را كه پدرش به او فرموده بود بيان كرد كه پسرم زنهار از ظلم و ستم بر كسي كه ياوري جز خدا ندارد . همين معنا را امام سجاد به عنوان آخرين وصيت به امام باقر (عليه السلام)بيان فرمودند.
همه اقسام ستم بد است . ولي به مظلومي كه هيچ پناهي جز خدا ندارد ، ستم نكنيد كه دعاي او يقينا" مستجاب است.
لازم نيست انسان از همه امكانات محروم باشد تا موحد شود بلكه انسان وقتي در دعا موحد است كه خود را از همه امكانات محروم و آنها را بي اثر ببيند.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سوگند بروزگار كه آدمي در زيانكاري است مگر آنانكه ايمان آورند و كارهاي شايسته كرده اند و يكديگر را به پيروي ازحق سفارش كرده اند و همديگر را به شكيبايي سفارش نموده اند.
اي پيامبر پيش از تو نفرستاديم مگر مرداني را كه بسوي ايشان پيغام مي فرستاديم پس اگر شما نميدانيد از اهل دانش بپرسيد - با معجزه هاي روشن و كتابهاي نوشته شده و قرآن را بسوي تو فرستاديم تا براي مردم آنچه را كه بسوي ايشان فرو فرستاده شده بيان كني و تا اينكه ايشان انديشه كنند.

